چکاوک
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
به دیار دیگری میروم میروم که شاید کسی یادم کند... شاید به یاد من کسی گریه کند... شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست... دیگر عاشق نباشم.... چون دیگر نخواهم بود.... ...برای کسی که هرگز یادم نکرد... برای کسی که هرگز یادم نکرد.... احتراما، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده م، متمني است پيرو تبصرهء سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ۱/۱/۱، معقده فيمابين ابرجد اينجانب- مشهور به « آدم » - و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد. بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش را نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل برسانيد. و من الله توفيق، رونوشت : “ دلم گرفتـه برايت “ كلام ساده “ عشـق “ است، صــريــح و ســــاده بگـــويم : “ دلـــم گـــــــرفتـه برايـــت “ خیلی سخته اینا رو برای کسی بنویسی که نمی دونه!!نمی غهمه من چی میکشم و اصلا وبلاگی دارم ؟! ولی مینویسم شاید یه روزی اینا رو ببینه ولی باورش سخته برام ولی فرض محال غیر ممکن نیست!!خدا رو شکر که این جملات هست تا خودمو گول بدم! شبگرد تنها سامان .س روزهایی که بی تو می گذرد ايكاش ...... اگه بخوام در مورده حال و اخوالات این روزهام بگم باید اشاره کنم که کلمه ای جز خیاط به ذهنم نمی رسه.شاید میپرسین چرا خیاط؟!!من بعد از ۲۲ سالی که از خدا عمر گرفتم آخرش تونستم طرز استفاده درست رو از قیچی زمونه بدونم...یاد گرفتم که گذشته رو با تمام خوبیها و بدیهاش میشه قیچی زد و فرق بین حال و گذشته رو بیشتر لمس کرد پس لفظ خیاط همچین بی مورد نیس خیلی زمان برد تا من تونستم بفهمم که آدما به خاطر گذشته تلخشون نباید زمان حالشون رو تحت الشعاع ماقبلشون قرار بدن الان فقط استفاده ابزاری من از زمان گذشته بر میگرده به خوبیها و خاطرات قشنگ گذشته و یه خط بطلان و قرمز بر تمامی اون خاطرات تلخی که در گذشته ام بوده کشیده ام و اکنون می تونم با فراغ بال کامل به زمان حال و متعاقب اون زمان آینده فکر کنم و زندگیم رو از حالت یکنواختی در بیارم درسته تو این چند سال خیلی سختی کشیدم و بعضی وقتا تا حد پوچی در زندگی پیش رفتم ولی الان اصلا به اون روزهای تاریک و سیاه نگاه نمیکنم.شاید باورتون نشه که من تازه معنی لفظ مقدس خانواده رو در اعماق وجودم لمس کرده ام و از این نعمتی که تازه پی به وجود اون بردم دارم لذت میبرم تو این چند وقته شاید بعد از مدتها تونستم به اهدافی که در آینده در پیش رو دارم با فراغ بال به فکر کردن و در نهایت عملی کردن آن بپردازم حالا بیشتر پی به وجود پروردگار عزیزم که از همیشه به من نزدیگتره می برم دیگه نمی خوام تند باد زمونه به هر سمتی که دلش خواست منو ببره می خوام با یه برنامه ریزی دقیق و بلند مدت روز به روز خودمو به جاده ی خوشبختی نزذیک کنم می خوام اینبار فرق بین خواب و بیداری و رویا و واقعیت رو بیشتر بدونم دلم نمی خواد خودم رو انچنان غرقه در رویاهای محال بکنم که تحمل واقعیت ها برام سخت باشه می خوام اینبار خودم باشم یه پسر ساده و پاک !یه پسری که با بزرگترین غم ها هم که جز طبیعت زندگی ست به یکباره زمین گیر نشه اینبار می خوام تا اونجایی که میتونم از جاده صاف و دقیق زندگی فاصله نگیرم پنج شنبه ۳۰/۱/۸۶ ساعت ۷:۴۸ شب
سامان.س
- نکير
- منکر
- عزرائيل
- شيطان رجيم

گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش
| Design By : Night Skin |


